دنیای منو عشقم مهدی
تصمیم گرفتن برای داشتن فرزند یعنی تصمیم به اینکه قلبتان برای همیشه بیرون از جسمتان به تپش ادامه دهد
دلم یه آسمون آبی میخواد ...
به نام خداي مهربونم خداي من سلام.... خداي دلتنگي هام.... خداي من سلام امشب دلم دريايي شده... امشب بر خلاف چند روز گذشته اروم ارومم.... نرم نرم... منتظر منتظر خدايا دلم ميخواد دستم رو دراز كنم يه تيكه از اسمون ابيت رو بگيرم دستم و ابي بودنش رو بپاشم به رنگ اين زندگي... تا رنگش بهم ارامش بده.... خدايا ديگه قلبم نميزنه... ديگه ارو
برچسب:
نویسنده: بهار قاسمیپور
خدايا دلم برات تنگ شده خيلی زياد . مدتی است که هميشه دارم باهات حرف ميزنم توهم همه جوره اين مدت مراقبم بودی خداييش در حقم خدايی کردی . خدا جونم دلم برات تنگ شده . خدا جون خودت میدونی من وقتی با تو صحبت میکنم به قابلیت های خودم نگاه نمیکنم . من به بزرگی تو نگاه میکنم من به بخشنده ای تو نگاه میکنم . من به دریای کرم تو نگاه میکنم .
خدایا شکرت ، شکرت به تعداد همه خوشحالی هایی که بهم دادی . یه حالی هستم که نگو ... تو عمرم اینقد شاد نبودم . خیلی شادم ؛ نمید
برچسب:
نویسنده: بهار قاسمیپور
دنیای منو عشقم مهدی
تصمیم گرفتن برای داشتن فرزند یعنی تصمیم به اینکه قلبتان برای همیشه بیرون از جسمتان به تپش ادامه دهد
در پناه تو ای خدا ...
"خداوندا تو تنها امانتداري هستي كه وقتي امانتي به تو سپرده ميشود از آن در حد كمال محافظت ميكني و من خودم را و شرايطم را به تو ميسپارم و ايمان دارم از من محافظت خواهي كرد پس مرا و فرشته توی دلم را از همه بديها و بيماريها و مردمان بد و آنچه آفريده شده اند زاده شده و زاييده ميشوند محافظت بفرما "
خدا جونم امروز باید برم برای اولین سونو
برچسب:
نویسنده: بهار قاسمیپور
وقتی به گذشته فکر میکنم و به یاد روزهایی که چقدر دعا کردیم و چقدر از خدا خواستیم و چه روزهایی که آرزوی این روزهارو کردیم که خدای مهربون یه نی نی ناز بهمون بده و چه خلوتهایی که با تموم شدن ظرفیتم اشکم سرازیر شد و هیچکس ندید و نخواستم هیچ احدی بدونه که دردم چیه؟ ولی خدای مهربون توی اون خلوت میدونست که چمه. اشک میریختم و از ته دل ازش میخواستم که خدای مهربون به من هم یه نی نی بده. ولی عزیز دلم همه اون روزها تموم شدن و خدای مهربون تورو به ما داد. هنوز توی وجودم و در بطن ام تکون نخوردی که حس تازهی داش
برچسب:
نویسنده: بهار قاسمیپور
دنیای منو عشقم مهدی
تصمیم گرفتن برای داشتن فرزند یعنی تصمیم به اینکه قلبتان برای همیشه بیرون از جسمتان به تپش ادامه دهد
حاجی کوچولوی ما ...
سلام نی نی جونم-خوبی ؟ امیدورام این چند روز مسافرت اذیت نشده باشی ... ما روز ۲۶ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۰ از خونه حرکت کردیم به طرف ترمینال بعد به طرف فرودگاه که ساعت ۴ پروازمون بود ... خدا رو هزار بار شکر به سلامتی ساعت ۱:۳۰ صبح ۲۷ خرداد رسیدیم هتل تهانی الزهرا ... گفته هامو خلاصه کنم ... دیدن گنبد حضرا بی نهایت لذت بخشه ... وقتی میرفتیم حرم
برچسب:
نویسنده: بهار قاسمیپور
سلام میوه زندگی من ، خوبی عزیزم ؟ چند وقتی نیومدم وبلاگت رو آپ کنم ولی الان با کلی خبر اومدم - ۱۱ مرداد مصادف با دهمین روز ماه مبارک رمضان همسرعزیزم داشت قرآن میخوند و براش سوره حضرت مریم و به دلش برات شد که نی نی دختره زنگ زد سونوگرافی وقت گرفت با هم ساعت ۴:۳۰ رفتیم من روی تخت دراز کشیدم دکتر به همسری گفت شما هم کنار خانم ت باش با هم از مانیتور بالا نی نی تونو ببینین ، وای چه قشنگ بود که نی نی مونو میدیدیم ، با دستای کوشولو یی که روی سرش بود دکتر برامون انگشتاشو شمرد ، وای هیچ وقت اون لحظه یادم
برچسب:
نویسنده: بهار قاسمیپور
دخترم 11 اذر ماه 1391 قدمای کوچولوشو روی چشمای ما گذاشت .قد موقع تولد : 50
وزن موقع تولد : 3150دور سر موقع تولد : 35--------------------------------------------در این روز : اونس طلا(دلار) ۱۷۳۱.0سکه طرح قدیم ۱۰۷۳۰۰۰۰سکه طرح نوین ۱۰۷۷۰۰۰۰نیم سکه ۵۳۹۰۰۰۰ربع سکه ۲۷۲۰۰۰۰دلار امروز در بازار تهران 2950 و یورو 3800 تومان .یک روزگی یسناوزن یسنا جون در یک ماهگی : 4315 دور سر : 36.5 قد : 55وزن دو ماهگی :5.5 - قد : 60 - دور سر : 38وزن در چهار ماهگی : 6.3 - قد : 63 - دور سر : 41
برچسب:
نویسنده: بهار قاسمیپور
سلام
خدا جونم اصلا فکرشو نمیکردم بچه داری اینقدر سخت باشه ولی در کنارش میدونم صبرشو بهم دادی چون من قبل اومدن فرشته م واقعا عاشق خواب بودم ولی الان شبا فقط 2 یا 3 ساعت میخوابم ( اصلا باورم نمیشه منو عشقم و یسنا داریم زندگی 3 نفره رو میگذرونیم ) ..... شبا از اینکه بیدارم برای فرشته ایی که منتظرش بودم و تیکه ایی از وجود خدا روی زمینه خیلی حس خوبی دارم ولی وقتایی که یسنا لج میوفته و من نمیتونم برای ارامشش کاری کنم عصبی میشم ولی باز هم خدا هست ..... خدایا ازت ممنونم بخاطر اینکه دارم تمام لحظه هایی
برچسب:
نویسنده: بهار قاسمیپور

خیلی وقته نیومدم،درگیر زندگی و کوچولوهای نازم بودم.
خدای مهربون مصلحت دونست و به زندگی منو عشقم دوتا فرشته هدیه داد(یسناوحلما) شدن همه زندگی،لذت و عشق.
خدایا تو هیچ میدانی که همیشه به موقع به دادم میرسی! آنجا که خسته ام،آنجا که دل شکسته ام،آنجا که از همه عالم گسسته ام! همیشه تو همان دستی هستی که پیگیری از دلم غبار غمها را! خدایا من در کنار شکر نعمتهایم شکر بودنت را میکنم
برچسب:
نویسنده: بهار قاسمیپور